آسیب دوم: تغییر سبک زندگی
در بافت های فرسوده، اگر چه با سبک زندگی چندان مناسبی روبرو نیستیم و عمدتا به دلیل عدم توجه چهره فقر و نداری بسیار برجسته است ، اما به هر حال این زندگی هم نوعی سبک زندگی است که تا حدود زیادی به فرهنگ و سنت آنجا تبدیل شده است، نوعی از هویت و شناسه فرهنگی آنها شده است. اولین تغییر در فیزیک محل زندگی ایجاد می شود و خانه های مستقل _ با توجه به ضرورت زندگی در کلان شهرها- به واحدهای آپارتمانی بزرگ تبدیل می شوند. این اولین قدم گریزانی مردم از مشارکت خودخواسته در طرح نوسازی بافت فرسوده است. در مراجعات محلی که به این بافت ها داشته ام، برخی از مالکین از ترس مستاجری – البته با توجه به وضعیت نامناسب مسکن در ایران- دچار مریضی های روانی و مشکلات عصبی شده اند. دومین مرحله از این گریزانی به تصوراتی برمی گردد که مردم محله از زندگی در آپارتمان دارند. اینکه با یک سری همسایه در یک چارچوب قرار بگیرند و اینکه خانه هایشان حیاط نداشته باشد مزید بر علت است. اگر هدف در امر نوسازی یک هدف خیر است، بایستی به خواسته های مردم توجه جدی شود که این امر تا حدود زیادی نادیده گرفته شده است.
حال با دو نوع ازمالکینی مواجه هستیم : آنهایی که در طرح مشارکت نکرده اند، اما از اثرات طرح بی نصیب نبوده اند چرا که دور و بر آنها تخریب شده و بالتبع جولان حیوانات موذی بیشتر، و آنهایی که در طرح مشارکت کردهاند و تقریبا از این محله رفته اند در حالیکه پول نسبتا خوبی در دست دارند. در مرحله اول خود این پول منجر به تغییر سبک زندگی انها می شود چرا که زندگی در شرایط متفاوتی را تجربه می کنند و در مرحله دوم به هنگام مراجعه به ملک نوساز، در حالیکه هیچ تلاشی برای فرهنگ پذیری مجدد آنها صورت نگرفته است، با دکوراسیونی متفاوت مواجه می شود که هماهنگ شدن با آن بسیار زمان بر است.


